|
برای تنها پناه خستگی هایم خدا
|
||
|
شعر |
7 دقیقه بامداد
هرکسی به طریقی دل می شکند
بیگاه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
من در عجبم دوست چرا می شکند
حواسمون به قراردادهای بی جان باشه قرارداد هایی که روی کاغد نیست به عهد ها وپیمان هایی که شاید با شکستنش یک انسانو بشکنیم
-------------------------------------------------------------
چنانچه آغاز کرده ای برهمان خواهی ماند
زمستون
برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره
زمستون ها برای تو تا همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی که نشسته زیر بارون
گل های کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روز ها ی جدایی
چه سخته ،چه سخته، بشینم بی تو باچشمای گریون
امشب شب یلداست
شبی خاطره انگیزو بلند
به سپیدی زمستان و اناری که دلش قصه ی یک رنگی هاست یلداتون شاد
امسال سال عجیبیه!
۲ رقم آخرسال تولدتو با سن خودت جمع کن،میشه ۹۰
این در مورد همه است و هر۸۲۳ سال تکرار میشه!
----------------------------------------------------------------
هيچوقت مغرور نشو ... برگا وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن ..
بعدشم من فکر می کنم ما آدم ها کلاً خیلی کوچیکیم مخصوصا در پیشگاه خداوند خیلی ریزیم شاید به اندازه مورچه هم نباشیم وقتی یک از پیامبران به خداوند فرمود که خدایا خودت را به من نشان بده وخداوند فقط رویش را به کوه کرد آن کوه ریز ریز شد و پیامبر مدهوش ، چون اگر ظاهر می شد هیچ چیزی از پیامبر باقی نمی ماند وقدرت روبه رو شدن با خدارو نداشت این یعنی اینکه به هردلیلی خیلی احمقانه هست که انسان مغرور بشه |پول داری ، مقام ومنصب داری باشه ولی چقدر اخلاق داری چقدر در پیشگاه خدا عزیزی اینه که مهمه ، اون چیزی که انسان باید داشته باشه عزت نفسه همین !!!!
کوچکتربن راه برای گفتن دوستت دارم یک لبخند است
راست گویند که مرگ سخت است هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست
فانوس خیال یک دستگاه نمایشی بوده که درونش عکس داشته و نور که انعکاس تصویر به وجود می آمده این شعر از این جریان گرته برداری شده
|
|